آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

48

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

تشنگى عارض شده و دائما رودها و درياچه‌هاى خيالى را به نظر انسان ميآورد ، حال با آبشارهاى واقعى كه زمزمهء خوشى دارند مواجه مىشود ولى همان تخيلات ماليخوليائى هم در عالم خود دست كمى ازين مناظر زيبا كه مرا احاطه كرده‌اند نداشتند . حالت جذبه‌اى كه از ديدن اين همه بدايع طبيعت به من دست داده رفقاى خشن مرا هم تحت تأثير قرار داده بود و رقتى كه مخفيانه وجود آنها را فرا گرفته بود از اين جهت بود كه تأسف ميخوردند چرا اين جنت ( بهشت ) مشحون به لذائذ بايد متعلق به شيعه باشد . حاجى بلال ميگفت آيا عجيب نيست كه بهترين نقاط دنيا در دست كفار باشد ؟ بلى فرمايش پيغمبر صريح است كه ميگويد : « اين دنياى خاكى زندان مؤمنين « 1 » و بهشت كفار است » و براى اثبات مدعاى خود هندوستان را كه انگليس در آنجا حكومت مىكند و خوبيهاى روسيه را كه به چشم خود ديده بود مثل ميزد و همچنين فرنگستان را كه درباره‌اش اين همه توصيفات پرشور شده و همرديف بهشت عدن قرارش داده‌اند شرح ميداد . حاجى سلطان سعى ميكرد ما را با دلائل مخالف قانع كند و از مناطق كوهستانى بين شهر « اوش » « 2 » و « كشگر » صحبت ميكرد و مدعى بود كه از مازندران خيلى قشنگ‌تر است . البته باور كردن آن براى من خيلى دشوار بود . ايستگاه زير آب در منتها اليه شمالى اين تنگهء طولانى كه ما از آن عبور كرديم واقع شده است . از اين نقطه جنگلهاى بىپايان سواحل بحر خزر شروع مىشود . از جاده‌اى كه شاه عباس ساخته و خرابى بشدت در آن راه يافته است به حركت خود ادامه داديم و هفت تن كه براى توقفگاه شبانهء ما درنظر گرفته شده بود در وسط يك جنگل قشنك شمشاد واقع است . خيلى زود به اين محل رسيديم و

--> ( 1 ) - الدنيا سجن المؤمنين و جنت الكافرين . ( 2 ) - Oosh در سرحد خقند واقع است .